خانه / دنیای کودک و اطلاعات والدین / قصه صوتی پیرزن و روباه با صدای پگاه قصه گو – پگاه رضوی

قصه صوتی پیرزن و روباه با صدای پگاه قصه گو – پگاه رضوی

telegram468 قصه صوتی پیرزن و روباه با صدای پگاه قصه گو - پگاه رضوی

خلاصه داستان پیرزن و روباه

یک پیرزنی بود که از مال دنیا فقط یک گاو داشت. پیرزن هر روز شیر این گاو را می دوشید و بعد از فروختن شیرش، با پولش زندگیش را می گذراند. اما قبل از اینکه بره و کاسه شیرش را بفروشد آن را وسط حیاط می گذاشت و می رفت کارهای دیگرش را انجام می داد و تا نوبت برسد به فروختن شیرش.

روزی از روزها پیرزن بعد از دوشیدن شیر و گذاشتنش در وسط حیاط ، وقتی که رفت سراغ کارش و برگشت ، دید کاسه خالیه. یک نفر آمده و شیر را خورده..

پیرزن همینطور هاج واج اینطرف و آنطرف را نگاه کرد. با خودش گفت: بعنی کی می تونه اینکا را کرده باشه؟
ولی پیش خودش فکر کرد ولش کن حتما یکی خورده دیگه عیب نداره.

فردای آنروز هم دوباره همین اتفاق افناد. پیرزن باز هم تعجب کرد و اما جواب سوالش را پیدا نکرد.

در همین رابطه: دانلود ۲۵ قصه صوتی با صدای پگاه قصه گو

روز سوم وقتی که دوباره این اتفاق تکرار شد دیگه خیلی عصبانی شد. برای همین هم رفت پشت یک درخت قایم شد تا ببینه این کسی که میاد شیر را می خورد کیه
بچه ها یک کم که گذشت دید یک روباهی آهسته آهسته به کاسه نزدیک شد. پوزش را نزدیک کرد به کاسه و آن را فرو کرد و شروع کرد به خوردن شیر.

پیرزن که خیلی عصبانی بود یک چوب برداشت و یواش یواش از پشت روباه شروع کرد به نزدیک شدن. وقتی رسید بهش چوبش را بلند کرد که روباه را بزند، چوبش خورد به دم روباه و دو روباه کنده شد.

روباه دم بریده که خیلی ناراحت بود، باید فرار می کرد اما فرار نکرد. می دونید چرا بچه ها . ..
برای گوش کردن این قصه با صدای پگاه قصه گو از پخش آنلاین استفاده کنید و یا می توانید آن را دانلود نمایید

برای گوش کردن قصه های بیشتر با صدای پگاه قصه گو به صفحه پگاه قصه گو بروید

پخش آنلاین


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش یک)

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در برخی مواقع، به طور ناخودآگاه نسبت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *