خانه / دنیای کودک و اطلاعات والدین / دانلود قصه صوتی مرغ تخم طلا – نوار قصه قدیمی سوپر اسکوپ

دانلود قصه صوتی مرغ تخم طلا – نوار قصه قدیمی سوپر اسکوپ

telegram468 دانلود قصه صوتی مرغ تخم طلا - نوار قصه قدیمی سوپر اسکوپ

داستان صوتی مرغ تخم طلا از شرکت ۴۸ داستان

خلاصه داستان

توی یک دهکده ای خونه ای ویرونی بود.

توی او خونه زن و یه دختری، یه مرد دهقونی بود.

صبح تا شب دهقون پیر کار می کرد بخور و نمیر .

می گفت : راستی راستی آخدا ! این بود سرنوشت ما

اگه مرغام نباشند چی کار کنم ؟

دیگه قدرت ندارم که کار کنم.

ای خدا رحمی بکن عیالوارم

غیر تو یاور و غمخوار ندارم.

روزی تو خوابش دید که یه مرد ریش سفید

از تو جنگل ها اومد تا به پهلوش رسید

گفت: آهای دهقون پیر نشو از زندگی سیر

همه حرفاتو شنیدم تو رو ناامید بدیدم

می دونم عیالواری

یه عالم گرفتاری

دل من سوخته برات

آوردم هدیه برات

چون پیر مرد خدا داری توی دلت صفا داری

از این به بعد توی خونت یه مرغ تخم طلا داری

دهقون که این حرفو شنید توی خونش اون مرغ رو دید بلند شد و اومد جلو مرغ و گرفت تا ده دویید

داد می زد : مرغ تخم طلا آوردم

صدای داد و قالش اون طرف خونش رفت

مرغو گذاشت توی لونه خودش رفت توی خونه

دو سه روزی که گذشت این ماحرا ابدا و اصلا خبری نشد از اون تخم طلا

هر چی دهقون می گفت : خوشگل من ای خوش ادا

چرا تخم نمی زاری تو واسه من والابلا

تو که از حال و روزم خبر داری

تو که تخم از همه مرغا سر داری

بیا جان ننت یه تخم بزار

تو که تخم از همشون بهتر داری

نکنه جات کوچیکه لونه می خوای یا غذات کمه آب و دونه می خوای

آخه یه چیزی بگو جان دلم بگو تا من بدونم چی چی می خوای

مرغ گفت :

دلم می خواد عروس بشم همدم یه خروس بشم

دلم می خواد شوهر کنم روبان عروسی سر کنم

اگه نمی خوای تخم طلا شوهر نده تا دق کنم

هی تو می گی تخم بزارم آخه بابا من جفت ندارم

دهقون که این حرفو شنید بدو بدو هر جا دویید

و ……


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

داستان راپانزل – کودک و نوجوان

روزی و روزگاری در زمان های دور، زن و مردی تنها در جنگلی بکر و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *