خانه / دنیای کودک و اطلاعات والدین / خروس نگو یه ساعت از سری داستان های حسنی

خروس نگو یه ساعت از سری داستان های حسنی

telegram468 خروس نگو یه ساعت از سری داستان های حسنی

شعر کودکانه خروس نگو یه ساعت از سری داستان های حسنی که متن کامل این شعر و قصه و کلیپ کودکانه و فایل صوتی را برایتان این بار در سایت ایستگاه کودک قرار داده ایم

متن کامل قصه

یک ده با صفا بود، همه چیزاش بجا بود
اینور ده باغستون، اونور ده باغستون
میون ده حموم بود ،همه چی ده تموم بود
یه گربه سیاه داشت
یه مرغ پا کوتاه داشت
یه خر داشت، یه بز داشت، یه گاو داشت
یه غاز داشت، یه اشتر دراز داشت
یک خروس قشنگ داشت،پرهای رنگارنگ داشت
خروس نگو یه ساعت
یه ساعت با دقت
زمستون و تابستون
صبح سحر خروس خون
پر می زد از تو لونه
رو پشت بوم خونه.
-قوقو لی قوقو بیدار شین، مشغول کار و بار شین!
گاوه می گفت:
-«ما»، باز که تویی وا!
بزیه می گفت:
-«بع»، بذار بخوابیم نع!
سگه می گفت:
-«عوعو» ،مردم آزار، هوهو!
مرغه می گفت:
-«قدقدقدا» شلوغ نکن تو رو به خدا!
الاغه می گفت:
-«عرُعرُعر»، امان از این بوق سحر
اما باز هم خروسه می گفت:
-«قوقولی قوقو»،صبح داره میاد، به همه بگو!

بالاخره یه روز صبح
حیوونا شاد و خندون
جمع شدن توی میدون
یک جلسه گرفتن، تو این جلسه گفتن:
-این خروسه چه لوسه، بدون عذر و بونه
کله سحر می خونه!
از اینجا بیرونش کنیم ،ویلون و سیلونش کنیم
خروسه شنید به مرغه گفت:
-قوقولی قوقو ،مرغ پا کوتاه ،یه کاری بکن
یه چیزی بگو!
آقا بزه گفت:
-«بعُ بعُ بع»، ما تو رو می خوایم؟نعُ نعُ نع !
آقا سگه گفت:
-«عوعوعو»،آقا خروسه از اینجا برو!
خروسه با چشم گریون
از توی ده رفت بیرون
صبح روز بعد
در تمام ده
هیچکس نبود که صبح زود سر و صدایی بپا کنه
حیوونا رو صدا کنه
آفتاب اومد تو آسمون
حیوونا خمیازه کشون
از لونه اومدن بیرون!
هیچ کس نبود که صبح زود سرو صدایی به پا کنه

مرغه می گفت: من خواب بودم تو لونه تموم شد آب و دونه

گاوه می گفت: امروز که خوابم برده سبزه ها رو کی خورده؟

غازه می گفت: دنیا رو آب برده غازها رو خواب برده.

گربه هه می گفت: گوشت قلمبه پس کو؟ چربی و دنبه پس کو؟

الاغه می گفت: دهی که خروس نداره اصلا نمیشه فهمید کی خوابه کی بیداره؟

صبح سحر خروسه باید بخونه تا هیچکس خواب نمونه.

حیوونا دسته جمعی رفتند پیش خروسه:

hasani_khorous02-300x165 خروس نگو یه ساعت از سری داستان های حسنی

خروسه به خونت برگرد.

خروسه به خونت برگرد.

خروسه جوابشون داد:

من با شما قهر کردم بهتره برنگردم.

حیوونا گفتند :باشه برنگرد.

ما همه خوش زبونیم بهتر از تو می خونیم.

صبح روز بعد آقا سگه گفت:

واقُ واقُ واق بیدار شین

مشغول کارو بار شین

حیوونا گفتند:

آی آقا سگه

واقُ واق نکن بیکاری مگه؟

الاغه گفت:

عرُعرُعر بیدار شین

مشغول کارو بار شین.

حیوونا گفتند: عرُعر نکن

صداتو ببر ما رو کر نکن.

گربه هه گفت:

میو میو بیدار شین

مشغول کارو بار شین.

حیوونا گفتند: صداشو ببین

ونگُ ونگ نکن یه گوشه بشین.

آقا بزه گفت:

بعُ بعُ بع بیدار شین

مشغول کارو بار شین.

حیوونا گفتند:

وای چه بد صدا!

بعُ بع نکن زیر گوش ما.

مدتی گذشت

شلمرود، ساکت و بی صفا شد

تنبلی ها حساب نداشت

کارها حساب کتاب نداشت.

آقا سگه گفت:

ده بی خروس که ده نیست

حیوونا گفتند: صحیح است.

آقا بزه گفت: خروسه چرا قهر کرده؟ یه کاری کنیم برگرده.

با همدیگه راه افتادند رفتند پیش خروسه.

گفتند: آقا خروسه، بدون عذر و بونه برگرد بیا به خونه.

hasani_khorous03-300x212 خروس نگو یه ساعت از سری داستان های حسنی

صبح روز بعد قبل از طلوع آفتاب

خروسه بیدار شد از خواب

به ساعتش نگاه کرد

حیوونا رو صدا کرد

قوقولی قوقو بیدار شین

مشغول کار و بار شین

صبح اومده دوباره

پاشین که وقت کاره

حیوونا شاد و خندون

همه دویدند تو میدون.

 

منوچهر احترامی

 

پخش آنلاین

 

کلیپ خروس نگو یه ساعت

 

در صورت بروز مشکل در دانلود بر روی دکمه دانلود کلیک راست کرده و گزینه Save Link as و یا Save target as را انتخاب نمایید

دانلود کلیپ

 

ایستگاه کودک


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

داستان راپانزل – کودک و نوجوان

روزی و روزگاری در زمان های دور، زن و مردی تنها در جنگلی بکر و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *